تبليغاتX
دست نوشته های بانوی مسافر - حقیقت فسفری

دست نوشته های بانوی مسافر

روز و شب شط زمان جاری است آنچه می ماند از این شط خروشان نیک کرداریست

حقیقت فسفری

سلام  بر همه کسانی که رای دادند چه آنهایی که مثل حمیده رایشان سبز بود و چه آنهایی که مثل من رایشان سفید بود و جه آنهایی که رایشان قرمز بود!

چه آنهاکه رای دادند و چه آن عده قلیلی از خواص که شناسنامه نداشتند و یا به هر دلیلی رای ندادند.

آقا  چی شد تا روز قبل انتخابات انتخابات  رو قبول داشتین و می گفتین  اگه بنشینیم آنچه در می آید پدر هر دوی ماست .می گفتین که انتخابات دوره خاتمی ثابت کرد که مردم می تونن  سرنوشت خودشون  رو خودشون تعیین کنن! روز  بعد انتخابات بابای ملت رو جلوی چشمون آوردین؟

رای من نه موسوی بود ونه احمدی نژاد

من به آقای رضایی رای دادم علتش هم این بود که ایشون  طبق یک توافقاتی قرار بود من رو وزیر امور خارجه ایران کنند تا با هیلاری کلینتون  مناظره داشته باشم تا منم بگم!خلاصه اگه قراره کسی ناراحت باشه اون منم که پست به این خوبی رو در کمال  حیرت و ناباوری از دست دادم.

 

 

آهای موسویا!آهای حمیده ها !آهای سبزا!

بدانید و آگاه باشید

می خوام  یه  حقیقتی رو براتون آشکار کنم که از هیچ رسانه ای نشنیدید!از هیچ شبکه تلویزیونی و از زبان  هیچ دولتمرد و ......نشنیده اید:

من خودم رو مسول می دونم که اگه  این حقیقت  رو بدونید تمام تجمعات و  اغتشاشات تموم میشه!پس باید بگم:

من صحنه هایی را دیدم که باید برای شما تعریف کنم:من باید عناصر فسفری را معرفی کنم:

من به شما سبزها علاقه مندم!بگم:

من  خانمی را دیدم  که شوهرش در ستاد آقای موسوی بود و به موسوی رای نداد.

بازم بگم:

من خانواده ای را دیدم که 4 فرزندشان  که اجازه رای نداشتند به دستانشان سبز  بسته بودند روی ماشینشان عکس مهندس بود و هیچ کدام از اعضای این خانواده یک رای موسوی نداشتند.

بازم بگم:

من دوستی داشتم که  بسیار جانانه  از  مهندس دفاع می کرد و برایش تا آخرین لحظات  تبلیغ می کرد و روز انتخابات رای نداد چون شناسنامه اش همراهش نبود!

بگم:

من با کسی برخورد داشتم که  به دیگران گفته است رایش  سبز بوده اما خودش در حضور من اعتراف کرد که می خواسته کلاس بگذارد و رایش قرمز بود!

 

 

آقایان و خانمهای معترض سبز!

ما چند جور سبز داریم.سبز  کم رنگ/پر رنگ/سبز سیدی!سبز فسفری!سبز جلبکی!سبز آبی که امسال مد بود!

 

خیلی از سبزها سبز سیدی  نبودند!بعضی سبزها  تو زرد بودند.  خیانت کردند.حساب فسفریها را برسید.

 

یادمان باشد که  بسیاری ازرایهای سبزهر روز به دانشگاه می رفتند تا پاسی ازشب  در خیابانها بودند رقصشان بهتر بود و لباسهایشان خوشگلتر! و بسیاری از کسانی که به احمدی نژاد رای دادند سر شب خواب بودند .ماشین نداشتند که عکس احمدی نژاد را بچسبانند یا آنقدر مدل ماشینشان پایین بود که می ترسیدند به رییس جمهورشان توهین شود! اهل اینترنت و سایت و مایت هم نبودند و جسارتهای احمدی نژاد رو شجاعت می دونستند و همیشه عده این قشر  از جامعه بیش ازروشنفکران  و تحصیل کرده ها و مایه داران جامعه است!این یک حقیقته که به زحمت میشه ازش فرار کرد.

 از  این شوخی جدی ها که بگذریم

 

به نظر من  اگه آرائ شمارش بشه نتیجه عوض نمیشه و اگه ما دموکراسی رو پذیرفتیم و در انتخابات شرکت کردیم باید به نتیجه انتخابات هم احترام بذاریم.

بگذریم............

آقا  امسال چه روز تولد پر برکتی بود.خدایا هر روز را روز تولد من قرار بده!تا همین دوروز پیش برام کادو میومد.پر کادوترین تولد عمرم بود در صورتیکه نه کیک تولد خریدم و نه برای این تولد هزینه ای پرداخت کردم.

اصفهانیهای عزیز توجه کنید که من به شما علاقه مندم.

راستی میگن جاده شمال خیلی خلوته!ویلاها با ژیلاها خالیه!یه شمالی نیست بگه این خبر  صحت داره یانه؟اگه درسته لطفا اعلام همگانی نکنید تا من بیام و بر گردم!

یکی از دوستان شمال یه ویلا دارن که هی تعارف میزنن  تشریف بیارید و  اینا و خلاصه کلید دادن دستمون!اگه جاده ها خلوته  می خوام مجردی با رفقا یه سفر بزنم!

مگه ما خانمها دل نداریم!بالا خره آدم باید یه وقتی رو هم به خودش اختصاص بده!ولم کنین!اصلا دوست دارم به شما چه مربوطه؟

ببخشید کسی چیزی گفت؟

 

 خمیازه کشیدم.خوابم میاد !می ترسم فردا که بیام اینا رو بخونم از خودم تعجب کنم.شب به خیر.

 

 پ.ن۱:الی جونم من آدرست رو ندارم خانم گل!چه جوری تحویلت بگیرم؟لطف کن برام آدرس بذار.گمت کردم.

پ.ن۲:آقا مجید کامنت دونیت رو می بندی بعد من چه جوری نظر بذارم؟

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 خرداد1388ساعت 0:30  توسط بانوی مسافر  |