تبليغاتX
دست نوشته های بانوی مسافر - در شادیها هم به یاد هم باشیم!

دست نوشته های بانوی مسافر

روز و شب شط زمان جاری است آنچه می ماند از این شط خروشان نیک کرداریست

در شادیها هم به یاد هم باشیم!

عکسی را که ملاحظه می کنید کادوی روز تولد من  است.

امسال  عجب تولدی شد!از اول خرداد یکی از دوستان جدید هر روز اس ام اس می داد خانمی تولدت مبارک!اولش خوشم اومد اما کم کم  حالم گرفته شد!ای بابا بذارید روز تولد آدم بشه بعد هر گلی دارین به سرم بزنید!

از تبریکات پیشاپیش و خواهش و تمنا برای اینکه بگو ببینم چی برات بخرم که بیشتر خوشت بیاد بوش میومد که تولد پر و پیمونی در راهه!!

زهی خیال باطل!

روز ۵  خرداد لیدا و خواهرش سارا به منزلمون اومدند!روزی که من خیلی کار داشتم و هی زنگ می زدم که لیدا جان می خوای بیائی پاشو بیا دیگه!کلی کار دارم!

طفلی اونم گفت چشم و با خواهرش اومدن خونه ما!بعد از کلی گپ و گفت و خنده و حرفای خالی زنکی و در پوستین دیگران افتادن یه دفعه لیدا گفت خوب عزیزم غرض از مزاحمت این بود که بگیم تولدت مبارک!

گفتم:من که امروز تولدم نیست!

لیدا گفت:غلط کردی!مگه دست خودته!

گفتم:اگه دست خودم بود حتما برای اینکه تو ضایع نشی یه کاری می کردم اما شرمنده دقیقا چون دست خودم نبود نشد پارتی بازی کنم!

لیدا جا خورد!و با نا باوری گفت:جون من شوخی نکن!خیلی لوسی!ضد حال نزن!یعنی من اشتباه کردم!؟

من":ای خدا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!همیشه من بخاطر روز تولدم  مورد سرزنش قرار گرفتم!

آخه وسط امتحانا وقت به دنیا اومدن بود؟تو دوران تحصیلم همیشه  ۸ خرداد یه امتحانی داشتم !نه خودم دلو دماغ تولد گرفتن داشتم و نه اگه  دل و دماغی بود  کسی حاضر بود بیاد!

حالا هم که بزرگ شدیم و امتحان نداریم اینه اوضاع تولدمون!

کسی  تو این جمع روانشناس نیست گره های شخصیتی من رو پیدا کنه!سر نخ رو دادم از دستتون در نره!

خلاصه از لیدا خانم یه مقتضای غیر اسلامی بودنش یه پیراهن مینی ژوپ  از خواهرش که خیلی  به مد راه میره یه شلوار مد روز به عنوان کادو دریافت کردم!تو این هیرو ویر همسر مهربان هم یه تولد شنید و به بهانه رفتن به باشگاه ورزشی  نیم ساعت بعد چشم بازار را درآورد و انواع و اقسام لباسها در رنگها و سایزهای مختلف برای من خریداری کرد!چرا همه لباس می خرین؟یه کم هم اسباب بازی بخرین!!

خلاصه ما کادوهای ۸  خرداد را ۵ خرداد پوشیدیم بگذریم از اینکه شلوارش تنگ بود و یکی از پیراهنها گشادو...

دیدم هنوز روز تولد نشده این همه کادو گرفتم وای به حال روز تولدم!سابقه خوبی در کادو گرفتن دارم!فرار را برقرار ترجیح دادم و به یک سفر جهار روزه برای جلوگیری از ورشکسته شدن  دوستان  تن در دادم.

روز ۸ خرداد رسید!

وای چه خبر بود!

کادویی بود که پست می آورد و من بخاطر خسته شدن از فرط کاغذ کادو باز کردن  به خود پستچی تقدیم می کردم!باور کنید!اگه نمی تونید چون خودمم باورم نشد!

همه کسانی که ازشون انتظار می رفت که به من روز تولدم رو تبریک بگن و من هرسال  این روز رو بهشون تبریک گفته بودم و حتی دیگران رو خبر دار کرده بودم حتی یه اس ام اس خشک و خالی هم نزدن!کادو نخواستیم!تماس هزینه داره!یه اس ام اس نمی ارزیدم خرجم کنید!

هیچ کس منو دوست نداره!هیچ کس!

اما جالب بود افراد جدیدی امسال به من روز تولدم رو تبریک  گفتن که حتی روز تولد خودشون  یا بچشون یادشون نمی مونه!

اینکه چطور شده بود با اینکه من هیچ  حرفی از تولدم پیششون نزده بودم این روز رو پیدا کرده بودن و برام پیامک تبریک فرستادن خودش برام  جای سواله!اما خداییش خیلی برام  شیرین بود!

بعضی کارا در عین  کوچیکی و کم هزینه بودن شادیهای بزرگی رو به زندگی دیگران هدیه می کنه!کاش از کنار این کارای کوچیک بی اعتنا نگذریم!

چه قدر خوبه رییس یه شرکت  تاریخ تولد  همه کارکنانش رو بدونه و روز تولدشون رو با پیامکی زیبا تبریک بگه!

چه قدر خوبه تو  سر رسید یا تقویم کوچیکمون تاریخ تولد عزیزانمون دوستانمون و آشنا هامون رو علامت بزنیم و از کنار  شادیهاشون بی محابا و بی ملاحظه نگذریم!

سهیم بودن در غمها همونقدر ارزشمنده که سهیم بودن در شادیهای دیگران به ما ارزش می ده!

متاسفانه نمی دونم چرا در کشور ما مدتی است که نسبت به شادیهای هم حسادت می کنیم و فقط در غمها با هم رفیق می شویم!

همکاری مردم در مراسم عزای هم خیلی بیشتر از مراسم شادیها و  خوشی های هم است!

یه جا که عروسی یا تولده همیشه عده ای قهر می کنن!بدشون میاد!در گیرن!حالش نبوده و.... بهانه ای برای شرکت نکردن هست اما  تو مراسم عزا همه کینه ها و بد اومدن ها بی معنی میشه و همه  حضور خوبی دارن!دستتون درد نکنه!خیلی خوبه  که آدما تو سختیا هوای همو داشته باشن اما آدم روز خوشی هم رفیق  می خواد!شادی آدما هم ارزش داره!چرا شادیهای همدیگه رو راحت خراب می کنیم!؟

از همه دوستانی که با تهدید حمیده جان به وبلاگم اومدند و روز تولدم رو به من تبریک گفتند  صمیمانه تشکر می کنم و ازشون می خوام که روز تولدشون رو به من بگن تا من هم این محبتشون رو بی جواب نذارم!

از دوستانی که کارت پستال الکترونیکی فرستادن بیشتر تشکر می کنم که زحمت بیشتری رو متقبل شدندو بیشتر منو شرمنده کردن!

ازدوستانی که تماس  گرفتن !ازدوستانی که پیامک دادند ازدوستانی که به روی خودشون نیاوردن و یا فراموش کردن از همه و همه سپاسگزارم!روز تولد من روز مهمی نبود  اما خوشحالم که این روز غیر مهم خیلی از کارهای مهم و کوچک رو به من یاد آوری کرد!

چند روزی سفر بودم!به شهر قائن از شهرهای استان خراسان جنوبی سفر کوتاهی داشتم!

قائن از شهرهای گرم و خشک است!مردم  خوب و مومنی داره!اکثرا راستی هستن!دانشجوهاشون احمدی نژادی بودن!سوغاتیشون  زرشک و زعفرانه!تو ساندویج فروشی قائن به جای استفاده  از نون ساندویجی از نون سنگک استفاده می شد!به جای کاغذ از پلاستیک فریزر و چسب نواری!

سطل آشغالها را به جای زیر میز روی میز می گذاشتند!

کباب کوبیده مزه نان خشک می داد!جوجه و مرغ بوی ساری!

بستنی هایش خیلی خوشمزه و شیرین بود!هزینه تا کسی تلفنی در غالب مسیرها ۵۰۰ تومان بود!شهر سوت و کوری بود!مردم کمتر از خانه بیرون می آمدند!پارکها خالی بود!

سکوت شهرستانهای کوچک کمی  برای من آزار دهنده است!

بگذریم..........

از تربت که رد می شدیم یاد دوست تربتیمان آقای سعیدی افتادم وقتی برگشتم دیدم برایم کامنت گذاشته اند!

بله وبلاگ شما را هم می خوانم ولی گاهی یادم می رود کامنت بگذارم!من وبلاگ اکثر دوستانم را می خوانم  فقط فرصت کامنت گذاشتن ندارم یا کامنتم در شان دوستان نسبت به مطلبشان نیست!

   خدایا مرا از ظلمت گناهانی که احاطه می کنند به روشنایی لطف و  رحمت و غفرانت رهنمون ساز!

  خدایا دوستان خوبم را که از نعمتهای الهی تو هستند به خود نزدیک کن و مشکلاتشان را برطرف نما و شادی و محبتت را در قلبشان بارور نما و دشمنانم را که خود بیشتر می شناسیشان از من دور نما!

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 15:47  توسط بانوی مسافر  |