تبليغاتX
دست نوشته های بانوی مسافر

دست نوشته های بانوی مسافر

روز و شب شط زمان جاری است آنچه می ماند از این شط خروشان نیک کرداریست

مسافر زمان = مسافر دنيا

 

سفر در زمان چطور انجام ميشود؟

يكي از جالبترين افكار بشر، ايده جابجايي در بعد زمان است.

البته اگر از يك بعد ديگر به قضيه نگاه كنيم همه ما مسافر زمان هستيم. همين الان كه شما اين را ميخوانيد، زمان در حول و حوش و به پيش ميرود و آينده به حال و حال به گذشته تبديل ميشود. نشانه اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ ميشويم و ميميريم. پس زمان در جريان است.

آلبرت اينشتين با ارائه نظريه نسبيت خاص نشان داد كه اين كار از نظر تئوري شدني است. بر طبق اين نظريه اگه شيئي به سرعت نور نزديك شود گذشت زمان برايش آهسته تر صورت ميگيرد. بنابراين اگر بشود با سرعت بيش از سرعت نور حركت كرد، زمان به عقب برگردد. مانع اصلي اين است كه اگر جسمي به سرعت نور نزديك بشود جرم نسبي ان به بينهايت ميل ميكند لذا نميشود شتابي بيش از سرعت نور پيدا كرد. اما شايد يه روز اين مشكل هم حل شود. بر خلاف نويسنده ها و خيالپردازها كه فكر ميكنند سفر در زمان بايد با يك ماشين انجام شور، دانشمندان بر اين عقيده هستند كه اينكار به كمك يك پديده طبيعي صورت ميگيرد. در اين خصوص سه پديده مد نظر است: سياهچاله هاي دوار، كرم چاله ها و ريسمانهاي كيهاني.

سياهچاله ها:
اگر يه ستاره چند برابر خورشيد باشد و همه سوختش را بسوزاند، از انجا كه يك نيروي جاذبه قوي دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده ميشود و يك حفره سياه رنگ مثل يه قيف درست ميكند كه نيروي جاذبه فوق العاده زيادي دارد طوري كه حتي نور هم نميتواند از ان فرار كند.

اما اين حفره ها بر دو نوع هستد. يه نوعشان نمي چرخند لذا انتهاي قيف يك نقطه است. در انجا هر جسمي كه به حفره مكش شده باشه نابود ميشود. اما يه نوع ديگر سياهچاله نوعي است كه در حال دوران است و برا همين ته قيف يه قاعده داره كه به شكل حلقه اس. مثل يك قيف واقعي است كه تهش باز است. همين نوع سياهچاله است كه ميتواند سكوي پرتاب به آينده يا گذشته باشد. انتهاي قيف به يك قيف ديگر به اسم سفيدچاله ميرسد كه درست عكس ان عمل ميكند. يعني هر جسمي را به شدت به بيرون پرتاب ميكند. از همين جاست كه ميتوانيم پا به زمانها و جهان هاي ديگر بگذاريم.


كرم چاله :
يك سكوي ديگر گذر از زمان است كه ميتواند در عرض چند ساعت ما را چندين سال نوري جابجا كند. فرض كنيد دو نفر دو طرف يك ملافه رو گرفته اند و ميكشند. اگر يك توپ تنيس بر روي ملافه قرار دهيم يك انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ايجاد ميشود.

اگر يك تيله به روي اين ملافه قرار دهيم به سمت چاله اي كه ان توپ ايجاد كرده است ميرود. اين نظر اينشتين است كه كرات آسماني در فضا و زمان انحنا ايجاد ميكنند؛ درست مثل همان توپ روي ملافه. حالا اگه فرض كنيم فضا به صورت يك لايه دوبعدي روي يه محور تا شده باشد و بين نيمه بالا و پايين ان خالي باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پايين مقابل هم قرار گيرد، آن وقت حفره اي كه هر دو ايجاد ميكنند ميتواند به همديگر رسيده و ايجاد يك تونل كند. مثل اين كه يك ميانبر در زمان و مكان ايجاد شده باشد. به اين تونل ميگويند كرم چاله.


اين اميد است كه يك كهكشاني كه ظاهرا ميليونها سال نوري دور از ماست، از راه يك همچين تونلي بيش از چند هزار كيلومتر دور از ما نباشئ. در اصل ميشود گفت كرم چاله تونل ارتباطي بين يك سياهچاله و يه سفيدچاله است و ميتواند بين جهان هاي موازي ارتباط برقرار كند و در نتيجه به همان ترتيب ميتواند ما را در زمان جابجا كند. آخرين راه سفر در زمان ريسمانهاي كيهاني است. طبق اين نظريه يك سري رشته هايي به ضخامت يه اتم در فضا وجود دارند كه كل جهان را پوشش ميدهند و تحت فشار خيلي زيادي هستند. اينها هم يه نيروي جاذبه خيلي قوي دارند كه هر جسمي را سرعت ميدهند و چون مرزهاي فضا زمان را مغشوش ميكند لذا ميشود از انها براي گذر از زمان استفاده كرد.


تونل زمان : واقعيت يا خيال ؟

حالا اينها رو گفتيم ولي چند اشكال در اين كار است. اول اينكه اصلا نفس تئوري سفر در زمان يك پارادوكس است. پارادوكس يا محال نما يعني چيزي كه نقض كننده(نقيض) خودش در درونش است. يك مثال :اگه خدا ميتواند هر كاري را انجام دهد پس آيا ميتواند سنگي درست كند كه خودش هم نتواند تكانش دهد؟ اين يك پارادكس است چون اگر بگوييم آري پس انوقت با اينكه خدا هركاري را ميتواند انجام دهد متناقض است و اگر بگوييم نه باز هم همان ميشود يعني خدا هر كاري را نميتواند انجام دهد. يك مثال ديگر اين است كه اگر من در زمان به عقب برگردم , به تاريخي كه هنوز بدنيا نيامده بودم پس چطور ميتوانم انجا باشم. يا مثلا اگر برگردم و پدربزرگ خودم را بكشم پس من چطور بوجود اومده ام؟ يك راه حلي كه براي اين مشكل پيدا شده است، نظريه جهانهاي موازي است. طبق اين نظريه امكان دارد چندين جهان وجود داشته باشد كه مشابه جهان ماست اما ترتيب وقايع در انها فرق ميكند. پس وقتي به عقب برميگرديم در يك جهان ديگر وجود داريم نه در جهاني كه در ان هستيم. طبق اين نظريه بينهايت جهان موازي وجود دارد و ما هر دستكاري كه در گذشته انجام بدهيم يك جهان جديد پديد مي ايد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 23:32  توسط بانوی مسافر  | 

هر كسي كو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش

سلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 17:17  توسط بانوی مسافر  | 

روابط زناشويی

 

 

آقای عزيز !

 

1) به همسرت بگو : دوستت دارم !

2) واژه « دوست داشتن » را فقط براي او هزينه كن !

3) همسر تو كريستاله ! مواظب باش او را نشكني !

4) كاري كن كه به تو ايمان  بياره !

5) تو بايد تكيه گاه خوبي براش باشي !

6) از عشقت براي او هزينه كن ، نه فقط از ثروتت !

7) زيبايي همسرت را ستايش كن !  

8) كارهايي كه از توانش بيرونه , به او واگذار نکن !

9) او گل خوشبوي بهاري است ، پژمرده اش نكن !

10) انتظار نداشته باش همسرت مثل تو باشه !

11) با بحث و جدل او را خسته نكن !

12) نسبت به همسرت هميشه وفادار باش!

13) اقتدار و صلابت را جايگزين خشونت كن !

14) همدردي و همدلي او را آرام مي كنه !

15) قبل از انتقاد ازش تعريف كن !

16) سربسرش نگذار !

17) اگه به او احترام بذاري , به زندگي اميدوار می شه !

18) اگه آزارش بِدی , از تو متنفر می شه !

19) از دست پختش تعريف كن !  

20) نيش او نوشه ، ناراحت نشو !

21) دل او را نشکن !

22) مسخره اش نکن !

23) حسادت او را با تحقير برنيانگيز !

24) انگشتان ظريف و صدای نازکش می گويند : " با من ستيز مکن ! "

25) هر وقت بهت شک کرد ، با صداقت و مهربانی مطمئنش کن ! 

26) اگه گفت : تو منو دوست نداری ! بلافاصله به او بگو :

« به اندازه دنيا دوستت دارم ! »

27) اگه گفت : من بدبختم که با تو ازدواج کردم !   

بگو : عوضش من خيلی خوشبختم که با تو ازدواج کردم !

28) اگه گفت : دلم گرفته تو اين خونه !  

بگو : در اولين فرصت روی دوشم سوارت می کنم تو آسمونا می گردونمت !

29) اگه گفت : تو خيلی بدی !  بگو : عوضش تو خيلی خوبی !

30) اگه ناز کرد ! نازشو به قيمت گرون بخر !

31) اگه گريه کرد ، خيلی دسپاچه نشو ! فقط نوازشش کن !

32) اگه گفت : از دست بچه ها خسته شدم !

بگو : بهت حق می دم ! تو خيلی صبوری ! ازت متشکرم !

33) اگه اخم کرد ! بهش بگو : اخم نکن , زشت می شی !

34) اگه باهات قهر کرد ! بگو : قهرت هم مثل مهرت قشنگه ! 

35) اگه از مادر و خواهرت شکايت کرد ، فقط شنونده خوبی باش !

36) اگه گفت : من خواستگارای زيادی داشتم !

با لبخند بگو : پس من خيلی آدم خوش شانسی هستم که تو رو به چنگ آوردم

37) اگه گفت :  تو زشتی ! بگو عوضش تو خوشگلی !

38) اگه بازم گفت : زشتی ! بهش بگو : زيبايی مرد در عقل اونه !

39) اگه گفت : طلاق می خوام ! حتما به مشاور مراجعه کن !

40) دلآرامي كه داري دل در او بند !   

    دگر چشم از همه عالم فرو بند !

 

خانم محترم !

 

1) به شوهرت افتخار کن !

2) کسی را با او مقايسه  نکن !

3) اقتدار و غرور او را نشکن !

4) زيبايی او را در عقل او جستجو کن ! 

5) قناعت پيشه باش !

6) زيباييت را به رخ ديگران نکش !

7) ناز کن اما متکبر نباش !

8) دلبری و فريبايی و طنازی پيشه کن !

9) احساسات زيبايت را با انديشه ای متين همراه کن ! 

10) لجبازی نکن که از چشم شوهرت می افتی ! 

11) تمکين کن تا تاج سرش باشی !

12) پناهگاه شوهرت باش تا فقط به تو پناهنده بشه ! 

13) زيبايی با سادگی و بی آلايشی برای تو آرامش بخش تر خواهد بود !

14) هوس بازی نکن ولی زيبا دوست باش !

15) اگر آشپزی را خوب نمی دونی حتما ياد بگير ! 

16) قبل از رانندگی سازندگی را بياموز !

17) هيچگاه  بدون آرايش مقابل شوهرت نشين !

18) دهانت را مسواک وخوشبو کن ! 

19) بدنت هيچ وقت بوی عرق نده !

20) لباست بوی غذا ندهد !

21) موقع آشپزی از پيش بند استفاده کن !  

22) قبل از شوهرت چشم بر هم نگذار و پيش از او بيدار شو !

23) موی تو يکی از دو زيبايی توست ، ازش مراقبت کن !

24) لبخند قشنگت را در هيچ شرايطی با اخم معاوضه نکن !     

25) توی رنج هات معناهای زيبا پيدا کن !

26) اگه شوهرت گفت : کسی غير از من با تو ازدواج نمی کرد !

بگو : پس خيلی بايد از تو ممنون باشم !

27) اگه بهت گفت : دوستت ندارم !

بهش بگو : عوضش من به تو افتخار می کنم !

28) اگه گفت :حوصله تو رو ندارم !

بهش بگو : منم غير از تو کسی رو ندارم !

29) اگه گفت : از خانواده ات خوشم نمياد !

بگو : عوضش من خانواده تو رو دوست دارم !

30) اگه عصبانی شد !

بگو : منو ببخش !

31) گاهی برای مادرشوهرت هديه بخر!

32) در خواست هاتو با ناز و دلبری برآورده کن !

33) زورگو نباش !

34) سختی کار شوهرت را درک کن !

35) او را در مردم داری کمک کن !

36) وقتی وارد خونه می شه , به پيشوازش برو ! دستشو بگير ! بِزار روی صورتت !

37) هيچ وقت بهش نگو : تو بی عرضه ای !

38) لباساشو براش اُتو کن که هر وقت خواست عوض کنه معطل نشه !

39) وقتی غذا رو سر سفره می ذاری به او بگو : نمی دونم خوشت مياد يا نه ؟!

40) لحظه به لحظه از خداوند کمک بگير !  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 23:12  توسط بانوی مسافر  | 

رفيق نيمه راه( نجمه)

سلام رفیق نیمه راه !
خیلی بدی !!! چرا اینجوری ؟! ما اینقدر ... بودیم که باید با یه سنت تو آل باهامون خداحافظی می کردی ؟!!!
آقا من حاضرم با بالاترین قیمت بخرمش !!! می خوام بخرمش تا دوباره هدیه بدم به خودت !!!
ننننننننننننننننرررررررررررررررررررررووووووووووووووو !
ما رو تنها نذار !

اگر گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنم ساده ست نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادست خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویا ها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا خداحافظ ... همین حالا ...

باشه اگه دوست داری بری برو ، اگه رفتن راحتت می کنه برو ولی تو رو خدا مثل لیدا نباشی رفتی دیگه پشت سرتم نگاه نکنی !!!
اگه رفتی نکنه خاطرات بلاگفا و چرت و پرتایی که می نوشتمو فراموش کنی !!!
اگه رفتی نکنه صدامو فراموش کنی !
برای آخرین بار امیدم از طرف من ببوس.
این دسته گلم تقدیم به تو به خاطر خاطراتی که تو بلاگفا از من داشتی !




.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 22:58  توسط بانوی مسافر  | 

فروش وبلاگ

سلام

اين وبلاگ با بالاترين قيمت به فروش مي رسد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 0:15  توسط بانوی مسافر  |